خانه » جستارها » ارزیابی نظریه‌های رقیب در باب هستی‌شناسی پول (۱ ) مبحث اول: ماهیت پول

ارزیابی نظریه‌های رقیب در باب هستی‌شناسی پول (۱ ) مبحث اول: ماهیت پول

جستار ۳۰/ نویسنده: حسین درودیان

چکیده

چکیده

موضوعات مرتبط با هستی‌شناسی پول یکی از موارد جدی مورد اختلاف بین دانشمندان اجتماعی است. این مبحث اختلافی خود به زیربخش‌هایی قابل‌تفکیک است که هر یک دربردارنده و نیازمند طرح مباحثی مستقل و البته مفصل است. هدف ما در این تلاش (که اولین بخش از آن در این نوشته پیش رو قرارگرفته) این است که بیانی شفاف از این مجادلۀ فکری ارائه کرده تا تلقی‌های رقیب موجود در خصوص هر یک از عناوین مرتبط با هستی‌شناسی پول را به‌مثابه یک موضوع تحقیقاتی جداگانه مورد بررسی قرار دهیم. تکمیل این فرآیند می‌تواند شرحی مکفی از ادبیات اختلافی هستی‌شناسی پول عرضه دارد. در اولین مکتوب از این مبحث، به بحث مهم و کلیدی «ماهیت پول» می‌پردازیم.

فایل PDF – قابل استناد

چنانچه در واقعیات اجتماعی و جریان روزمرۀ امور در اطراف خویش درنگی کوتاه کنیم، درخواهیم یافت چیزی که از آن با عنوان «پول» یاد می‌کنیم در همه شئون زندگی حضوری پررنگ دارد. در تمامی‌مبادلات، محاسبات و بسیاری از تصمیم‌گیری‌های ما مفهوم پول نقشی کلیدی ایفا می‌کند. شاید کمتر پدیده‌ای را بتوان سراغ گرفت که مانند پول از چنین سیطره و نفوذی در روال روزمرۀ زندگی اجتماعی انسان برخوردار باشد. پول با ایفای نقش خود موجب خدمات بزرگی به زندگی اجتماعی انسان شده است. مبادله با پول به دلیل ایجاد آزادی در انتخاب نوع کالای تولیدی، امکان تقسیم کار و تخصصی‌شدن فعالیت‌های اقتصادی را با تمامی‌منافع حاصل از آن نصیب جامعه کرده است؛ حفظ قدرت خرید توسط پول زمینۀ انعطاف‌پذیری در انتخاب زمان و مکان خرید را برای مردم به ارمغان آورده، و تأخیر و بازنگری در تصمیمات مربوط به مصرف را مقدور ساخته است؛ و واحد ارزش بودن آن اندازه‌گیری بدهی‌ها و قیمت‌ها و محاسبۀ کمّی هزینه‌ها و فایده‌های بالقوه و بالفعل یا «حسابگری عقلایی» را ممکن نموده است.

 باوجوداین وقتی به پول می‌نگریم، به نظر می‌رسد که آن هیچ‌چیز درخور توجهی در خود نداشته و از مادۀ خاصی تشکیل نشده است. مسکوکات چیزی جز تکه‌ای ناچیز از فلز ضرب شده نیست؛ اسکناس تنها یک کاغذ رنگی با سریال و بارکدی ساده است؛ پول بانکی هم اصلاً چیزی فراتر از یک تعهد به پرداختِ نمایش‌داده شده در قالب اعداد نیست که به پشتوانۀ اعتمادی مبهم به ناشرِ آن پذیرفته می‌شود. باید اعتراف کرد موجودیتی با این ظاهر و مادۀ ساده و درعین‌حال آن نقش مهم و تعیین‌کننده، توسط اندیشمندان اقتصادی به‌خوبی شناخته نشده است.

با رجوع به محتوای کتب درسی مربوطه در دانش اقتصاد و بررسی تبیین آن‌ها از پول می‌توان شواهدی متقاعدکننده در تأیید ادعای فوق یافت. معتبرترین نظریه‌پردازان پولی در کتب اقتصادی معمولاً تبیینی ناقص و عیبناک از چیستی پول ارائه داده‌اند. تأکید و تکیۀ اصلی این متون در مورد پول، اشاره به کارکردها[۱]ی پول است. چنانکه هیکس[۲]  (۱۹۶۷) بیان می‌دارد «پول چیزی است که وظایف پول را انجام می‌دهد»[۳]  و هریس[۴] (۱۹۸۱) معتقد است «پول چیزی است که دارای سه وظیفۀ واسطۀ مبادله، معیار سنجش ارزش و ذخیرۀ ارزش باشد».بال[۵]  (۲۰۱۱) نیز به هنگام تعریف پول ضمن قرار دادن آن در بین انواع دارایی، به چیزی بیش از کارکردهای سه‌گانۀ آن اشاره نمی‌کند. اشکال واضح این تعاریف آن است که کارکردها قادر نیست توضیح‌دهندۀ هستی و ذات چیزی باشد. چنانچه جهت یافتن فهمی‌دقیق از چیستی پول به کتب مرسوم اقتصادی رجوع کنیم، دستاوردی جز ناامیدی کسب نخواهیم کرد. این همه ما را به این نتیجه می‌رساند که این موضوع به‌طور مطلوبی در ادبیات آکادمیک اقتصادی تشریح و نظریه‌پردازی نشده است.

اینکه به چه علت کارکردهای یک پدیده به‌جای ماهیت آن مورد توجه ما قرار می‌گیرد به ساختار واقعیت‌های نهادی بازمی‌گردد. واقعیت‌های اجتماعی، ازجمله واقعیت‌های نهادی (واقعیاتی که وجود آن‌ها نیازمند وجود نهادهای بشری است)، توسط ما برای حصول اهدافی خلق می‌شود و ازاین‌رو برای ما در ارتباط با همان اهداف قابل درک است. درواقع این واقعیت‌ها از حیث کارکرد و گره‌گشایی از سختی‌ها و نزدیک‌ساختن ما به اهداف‌مان حائز اهمیت می‌شود و به همین دلیل است که آنچه در مورد آن‌ها محور توجه قرار می‌گیرد، ایفای کارکرد مورد انتظار است. ما در فضایی پرورش می‌یابیم که این واقعیت‌ها برای ما مسلم فرض شده است. پدیده‌هایی مثل دولت، بانک، انواع مسابقات ورزشی و البته پول از سوی به همان اندازه طبیعی به نظر می‌رسند که کوه و درخت و دریا (واقعیت‌های طبیعی). همین‌که بخواهیم به واقعیت‌های اجتماعی از منظر کارکردی ننگریسته و در توصیف آن‌ها به منافع و کاربردی که دارند ارجاع ندهیم، آنگاه با یک وظیفۀ فکری سخت مواجه می‌شویم: شناخت واقعیات اجتماعی برحسب خصوصیات ماهوی بدون ارجاع به منافع و اهداف آن‌ها (Searle, 1995). همین مطلب است که درک چیستی پول بدون ارجاع به کارکردهای سه‌گانۀ آن را پیچیده می‌سازد.

در بین صاحب‌نظرانی که کوشیده‌اند شناختی از چیستی پول برکنار از کارکردهای آن ارائه دهند، دو سنت یا رویکرد اساسی در تبیین ماهیت پول مشاهده می‌شود که البته اگرچه وابستگان به هر یک از این دو سنت ممکن است در جزئیات مرتبط با شناخت پول دارای اتفاق‌نظر نباشند، اما در یک وصف با هم‌قطاران خود مشترک‌اند و آن وصف چیزی است که تفکیک مابین دو رویکرد مذکور ناظر به آن است. رویکرد اول پول را به‌مثابه یک «کالا» و «شیئی فیزیکی» تلقی می‌کند که به‌عنوان یک «پدیدۀ اقتصادی» تحت فعل‌وانفعالات بازاری و انگیزه‌های خصوصی در بستر تاریخ به‌واسطۀ مبادله مقبولی تبدیل شده است. اما در رویکرد دوم پول نه یک کالا یا شیئی فیزیکی بلکه «موجودیتی ناملموس» و «رابطه‌ای اعتباری» تلقی می‌شود که به‌مثابه «پدیده‌ای اجتماعی» (و نه اقتصادی) درک و فهم می‌شود به این معنا که وجود و بقای آن نیازمند یک توافق یا همگرایی اجتماعی است و لذا انگیزه‌های خصوصی در پیدایش یا بقای آن منتفی است. این رویکرد به سبب نوع تلقی خود از پول، جایگاه مهم‌تری برای دولت (در برابر بازار) در تفسیر پدیده‌های پولی در نظر می‌گیرد. در ادامه به شرح دو نظریۀ مذکور برگرفته از کلام بهترین مروجان و مدافعان آن می‌پردازیم.

 نظریه کالایی پول

نظریۀ کالایی پول که به شکلی محسوس در ادبیات نئوکلاسیک جریان اصلی اقتصاد غالب است، به بیان ساده پول را کالایی مشابه دیگر کالاها می‌بیند که به‌وسیلۀ روش‌شناسی مرسوم اقتصاد خرد – عرضه و تقاضا، مطلوبیت نهایی و …- قابل تبیین است. برای این نظریه، پول یک «چیز[۶] » است که دارای یک «حجم» یا «موجودی» است که در اقتصاد با سرعتی در حال گردش است. این شیء به‌این‌علت قادر است در مبادلات نقش واسطۀ مبادله را ایفا کند که خود کالایی قابل‌مبادله و دارای ارزش است. کالایی بودن پول دارای دو صورت یا سطح است: پول یا خود یک کالای خاص است؛ یا رسیدی است که نمایندۀ یک کالا یا سبدی از کالاهاست که آن رسید قابل‌تبدیل به آن پشتوانۀ کالایی است. بازتاب این رویکرد در نظریۀ متعارف اقتصادی در مدل تعادل عمومی‌والراس مشهود است که در آن nامین کالا به‌عنوان شمارنده  در نظر گرفته می‌شود. اگرچه والراس با انتخاب عنوان «شمارنده[۷]» برای پول به نظر می‌رسد یک گام به تبیین‌های دگراندیش و اعتباری در باب پول نزدیک شده است، اما با بیان اینکه «معیار ما از ارزش باید کمیتی مشخص از یک کالای داده شده باشد» (۱۸۸:(۱۸۷۴)۱۹۵۴)، صراحتاً پول را در ردیف دیگر کالاها قرار داده و تمایزی بین پول و سایر کالاها قائل نمی‌شود. به بیان هیکس «شمارنده به هیچ شکل متفاوتی نسبت به دیگر کالاها وارد مدل نمی‌شود … هر یک از ۱-n کالای دیگر هم می‌توانست شمارنده [پول] در نظر گرفته شود» (۱۹۶۷:۳). البته تلقی کالایی از پول را تنها نباید به‌صورت مضمر در نظریه‌های اقتصادی جستجو کرد بلکه تصریحاتی نیز در این خصوص وجود دارد ازجمله فیشر معتقد است «هر کالایی که پول نامیده می‌شود باید به‌طور عام در مبادلات موردپذیرش قرار گیرد، و هر کالایی که به‌طور عام در مبادلات موردپذیرش قرار می‌گیرد باید پول نامیده شود» (۱۹۳۱:۲) (تأکید روی واژۀ کالا اضافه شده است). ریکاردو با پیشگامی‌در این عرصه بر صحت و لزوم شیئیّت فیزیکی پول تأکید می‌ورزد: «هیچ معیار خطاناپذیری از طول، زمان، وزن و ارزش نمی‌تواند وجود داشته باشد مگر آنکه شیئی در طبیعت باشد که آن استاندارد را بتوان بدان ارجاع داد (به نقل از Ingham, 2004). وی بر این باور بود همان‌طور که برای اندازه‌گیری طول و وزن از معیارهایی که خود دارای طول و وزن هستند، استفاده می‌شود، در اندازه‌گیری ارزش نیز باید چیزی را به‌عنوان معیار استفاده کرد که خود دارای ارزش باشد. از دیگر طرفداران نظریۀ کالایی در بین اقتصاددانان کلاسیک مارکس است که به سبب التزام به نظریۀ ارزش-کار اصولاً قادر نیست تبیینی غیرکالایی از چیستی پول ارائه دهد. به نظر او اگر پول (فلزی) ارزشمند است این ارزش متجلی‌کنندۀ فعالیت‌های معدنکاری و ضرابی و سایر نیروی‌کار صرف شده در تولید آن است. ازاین‌رو او به سبب اصرار خود بر نظریۀ ارزش ناشی از کار به جرگۀ نظریه‌پردازان کالایی از پول می‌پیوندد. این نظریه در ادبیات موضوع به سبب تأکید بر ارزش استقلالی فلز گران‌بهایی که پول از آن ساخته شده، به «نظریۀ فلزگرا[۸] » نیز موسوم است.

به نظر می‌رسد نظریۀ فوق رویکرد غالب در تشریح چیستی پول در قرون متمادی بوده به‌نحوی‌که ریشۀ تلقی کالایی از پول را به ارسطو منتسب می‌سازند (Ingham, 2004). اما این رویکرد غالب در قرن اخیر با چالش‌هایی جدی مواجه شد. علت بروز این چالش، مشخصاً تغییر جدی و تاریخی در مادۀ پولی بود. رواج کاغذهایی فاقد ارزش استقلالی (اسکناس) به‌عنوان پول، تبیین نظریۀ کالایی از پول را با مثال نقضی فراگیر مواجه ساخت. اگرچه پیش‌تر رواج کاغذهایی به‌عنوان وسیلۀ مبادله از قرن هجدهم در اروپا عمومیت یافته بود اما تصور نظریه‌پردازان این بود که رواج این کاغذها، به سبب ایفای نقش نمایندگی پشتوانۀ کالایی (فلزی) است ازاین‌رو به‌صورت نظری این پول‌های کاغذیِ دارای پشتوانۀ اولیه، مثال نقضی برای تبیین کالایی از پول محسوب نمی‌شد. اما رواج پول‌های کاغذی فاقد پشتوانه[۹]  در قرن بیستم دیگر به‌وسیلۀ نظریۀ کالایی (فلزگرایی) قابل تبیین نبود. برخی نظریه‌پردازان مرتبط با این سنت که با رواج پول کاغذی به‌طورجدی مخالف‌اند، شیوع پول کاغذی بدون پشتوانه را ناشی از اجبار حاکمیت و وجود قدرت پلیسی و قوۀ قهریه وی می‌دانند که مردم را مجبور به پذیرش آن می‌کند (Hülsmann, 2008). آن‌ها از این طریق می‌کوشند توجیهی برای چرایی رواج این پول در عین عدم صدق توصیف نظریۀ کالایی از آن ارائه کنند. باوجوداین ملموس نبودن این توجیهات (پذیرش پول ناشی از سرکوب دولتی و کاربرد قوۀ قهریه) توجهات را معطوف به تبیین رقیب از چیستی پول کرد. تحول پولی مهم دیگری که تبیین نظریۀ کالایی از پول را به چالش کشید، ظهور پول بانکی بود که تنها یک «تعهد به پرداخت» یا «اعتبار» و فاقد هر نوع مابه‌ازای کالایی است. پذیرش و رواج این نوع از پول نیز مطلقاً توسط نظریۀ کالایی یا فلزگرایی قابل توصیف نیست. به‌این‌ترتیب رفته‌رفته تبیینی که در اواخر قرن نوزدهم برخی دانشمندان اجتماعی ایده‌های اولیۀ آن را مطرح ساخته، و سپس بزرگانی از اقتصاددانان چون کینز و شومپتر بر غنای ادبیات آن افزودند، توجهات بیشتری را به خود معطوف ساخت. گرایش به این تبیین رقیب از چیستی پول موجب شد طی دهه‌های اخیر نظریه‌پردازان دیگر این حوزه آورده‌های قابل ذکری برای ادبیات چیستی پول ارائه دهند.

 نظریۀ اعتباری پول

علت گزینش عنوان «نظریۀ اعتباری» برای این تبیین رقیب از چیستی پول، مقابل قراردادن آن با تبیین «کالایی» و تأکید بر اهمیت موضوع اعتبار در ماهیت پول است. گروه طرفدار «نظریۀ اعتباری» در تلاش خود جهت تبیین چیستی پول بر ایده‌ای متکی هستند که گامی‌بلند در شناخت دقیق پول محسوب می‌شود: «تفکیک بین پول و عینیّتی که کارکرد پولی بر آن وضع شده است (مادۀ پولی[۱۰])». گئورگ زیمل[۱۱]  (۱۹۱۸-۱۸۵۸) جامعه‌شناس شهیر آلمانی احتمالاً پیشگام تشخیص این نکتۀ کلیدی بوده است. اثر او در باب پول یعنی کتاب «فلسفۀ پول[۱۲] » اگرچه بیشتر حاوی تبیینی از کیفیت زندگی مدرن و چگونگی تجلی روح آن در موجودیتی به نام پول است، اما اشارات پراکنده و مغتنمی‌به ماهیت پول نیز در خود دارد. وی با تأکید بر لزوم تمییز ماهیت پول و ماده‌ای که برای ایفای بهتر نقش پولی به‌کار گرفته می‌شود، خاطرنشان می‌کند «تا آنجا که حقیقت خالص پول موردتوجه است، پول باید کاملاً منفک از کیفیت‌های ثانوی که آن را در برابر کالاهای دیگر قرار می‌دهد تفسیر شود» (۱۲۴:(۱۹۰۰) [۱۳]۱۹۷۸). این بیان او دقیقاً نقطۀ مقابل دیدگاه پیش‌گفتۀ ریکاردو است که بر لزوم کالایی بودن پول تأکید دارد چنانکه به نظر می‌رسد زیمل در این بیان خود عالمانه در مقام مخالفت با ریکاردو بوده است. در حقیقت به گمان او مادۀ فیزیکی پول آن را بهتر قادر می‌کند تا در بین دیگر کالاها کارکرد خود را ایفا کند اما جوهرۀ پول مادۀ فیزیکی ملموس نیست. در اوج حاکمیت استاندارد طلا، زیمل با صراحتی پیش‌گویانه وعده می‌دهد که «روزی پیشرفت تکنولوژی پول را از شکل فیزیکی آن آزاد می‌کند. آنگاه حقیقت پول به‌عنوان یک پدیدۀ اجتماعی و نه شیئی فیزیکی آشکار خواهد شد» (۱۹۷۸:۱۶۵). این تعمق زیمل، وی را قادر ساخت تا عباراتی درخور در بیان چیستی پول ارائه کند که مهم‌ترین آن‌ها به این شرح‌اند:

«پول نمایانگر ارزش انتزاعی  است[۱۴]»؛ «ارزش اشیاست به دور از خود آن‌ها» (همان: ۱۲۰) «قابلیت مبادلۀ خالص اشیاست [۱۵]» و مهم‌تر از همه این تعریف که «پول طلبی از جامعه است[۱۶]… پول حواله‌ای است که نام تأدیه‌کننده از آن حذف شده است» (همان:۱۷۷). این تبیین وی از چیستی پول، به‌نظر می‌رسد الهام‌بخش ایدۀ شومپتر (۱۹۵۴) مبنی بر این بوده است که دارندۀ پول، طلبکار کالاست و پول مطالبه‌ای از تولید اجتماعی است (به نقل از Ingham, 2004).

مایکل اینِس[۱۷]  نیز از پیشگامان ارائه این شناخت از پول بود که ارجاع وسیعی از سوی طرفداران نظریۀ اعتباری به دیدگاه‌های او صورت گرفته است. وی، مشابه زیمل، با تفکیک بین جوهرۀ پول و ماده‌ای که کارکرد پولی بر آن وضع شده است، در تشریح این شناخت از پول متذکر شد که «چشم‌ها هرگز یک دلار را ندیده و دست‌ها آن را لمس نکرده‌اند» (۱۹۱۴:۵۵).

یکی از جدیدترین و پرکارترین مدافعان نظریۀ اعتباری پول «جفری اینگهام[۱۸] » جامعه‌شناس اقتصادی انگلیسی است. تأکید او در تمامی‌آثارش در خصوص ماهیت پول بر این است که «پول یک رابطۀ اجتماعی است[۱۹] ». عصارۀ دیدگاه او در باب ماهیت پول که در کتاب مهم وی یعنی «ماهیت پول[۲۰] » و دیگر آثارش نمایان است این است که پول باید به‌مثابه یک مطالبه[۲۱]  یا اعتبار[۲۲]  فهم شود که به‌وسیلۀ روابط اجتماعی خاصی که مستقل از تولید کالا و خدمات است، موجودیت می‌یابد. پول صرف‌نظر از مظاهر گوناگون آن، ذاتاً یک «تعهد (قول) به پرداخت [۲۳]» بین انسان‌ها و نه چیزی بیش از آن است. پول رابطه‌ای از اعتبار و بدهی است که برحسب یک «پول محاسباتی» تعیین و بیان می‌گردد. همین‌که پول مبتنی بر این روابط اجتماعی ساخته شد، آنگاه این امکان را می‌یابد که به‌عنوان یک کالا وارد اقتصاد شده و مورد مبادله قرار گیرد. او تعاریف دیگری نیز از پول دارد ازجمله اینکه «پول قدرت خرید انتزاعی است[۲۴]» (۲۰۰۴:۵۷) یا «پول فی‌نفسه ارزش است[۲۵]» (همان:۶۳). ایجاد پول به معنای ایجاد یک رابطۀ «اعتبار-بدهی[۲۶]»  بین عاملان اقتصادی است یعنی وجود پول الزاماً متوقف بر این است که یک رابطۀ بدهی تعریف شود که بر اساس آن یک طرف بدهکار و طرف دیگر بستانکار شود. ازاین‌رو پول تماماً اعتبار است.

یکی از تأکیدات اساسی این گروه بر مفهومی‌است که کینز از آن با عنوان «پول محاسباتی» یاد کرد که اشاره دارد به همان نقش پول به‌عنوان معیار ارزش. آن‌ها مفهوم اصلی و اولیۀ پول را «محاسبۀ ارزش» می‌دانند. پول ابتدائاً یک معیار انتزاعی از ارزش است، پول محاسباتی همان چیزی است که قیمت‌ها و بدهی‌ها برحسب آن یا به ازای آن اندازه‌گیری و بیان می‌شود. اشارۀ زیمل به اینکه «پول ارزش اشیاست به دور از خود آن‌ها» یا اینکه «پول بیانگر ارزش انتزاعی است» ناظر به همین پول محاسباتی است. در حقیقت مادۀ پولی (شیء فیزیکی مانند اسکناس یا مسکوک) چیزی است که مفهوم انتزاعی پول، معیاری انتزاعی از ارزش، بر آن سوار شده است.

از ادعاهای مهم طرفداران نظریۀ اعتباری در باب ماهیت پول، عدم تفاوت ماهوی بین پول‌های فلزی (طلا و نقره) و پول مدرن است. به عقیدۀ این گروه حتی مسکوکات فلزات گران‌بها که در دوره‌ای طولانی از حیات ملل به‌عنوان پول رایج در جوامع در جریان بوده هم چیزی فراتر از «تعهد به پرداخت» معتبری بین انسان‌ها نبوده است. احتمالاً بازهم زیمل پیشگام این ادعا بوده است. وی مدعی است پول فلزی، که معمولاً به‌عنوان نقطۀ مقابل حدّی پول اعتباری در نظر گرفته می‌شود، دارای خصوصیاتی است که مشابه دیگر روابط اعتباری است. اینکه جوهرۀ فلزی مسکوکات (از حیث خلوص) در مبادلات روزمره قابل راستی‌آزمایی نیست و مهر ضرب شده توسط مرجع قدرت روی آن این کار را انجام داده و افراد باید به آن «اعتماد» کنند، پرده از ماهیت اعتباری پول‌های فلزی برمی‌دارد. اینگهام در این خصوص تأکیدی خاص بر رواج پول‌های فلزی در عین «کاهیدن ارزش[۲۷]» آن توسط قدرت ناشر و واردآوردن انواع خراش‌ها و آسیب‌ها به مسکوکات دارد که هیچ‌یک آن‌ها را از چرخۀ اقتصادی خارج نمی‌کرد. علت رواج پول‌های فلزی در عین کاهش محتوای فلز گران‌بهای آن توسط حاکم یا درج رقم اسمی‌بالاتر بر روی آن این بود که در پول‌بودن پول محتوای فلزی آن نقشی نداشت. این پول هم مانند پول امروز سندی دال بر اعتبار شخص دارنده یا حق مطالبۀ وی از تولیدات جامعه بود. همچنین اشارۀ گودهارت به بی‌اعتبار شدن مسکوکات حکومت‌های روبه‌زوال نیز در همین راستا قابل تحلیل است (Goodhart, 1998). این تبیین مشترک از ماهیت پول‌های فلزی قدیمی‌و پول‌های بدون پشتوانۀ امروزی از آورده‌های مهم نظریۀ اعتباری محسوب می‌شود.

در مجموع سنت‌های دگراندیش در باب پول که ما آن‌ها را ذیل عنوان نظریۀ اعتباری پول طبقه‌بندی کردیم، پول را ذاتاً یک معیار انتزاعی از ارزش و متکی بر یک رابطۀ اعتباری می‌دانند که ماهیتاً متفاوت از دیگر کالاها بوده و این ماهیت  را باید منتزع از جهان فیزیکی در نظر  گرفت  (Rossi, 2007).

نظریۀ اعتباری پول علاوه بر چیستی و ماهیت پول، در محورها و عناوین دیگری نیز با تبیین کالایی دارای اختلاف است. این محورهای اختلافی را می‌توان شامل «کارکرد اصلی و محوری پول»، «منشأ ارزش پول» و «منشأ (تاریخی) پیدایش پول» دانست. اختلاف دیدگاه در این محورها نیز با تبیین متفاوت این دو رویکرد از ماهیت پول مرتبط است. در اینجا با اکتفا به تبیین ماهیت پول از منظر دو رویکرد مذکور، توصیف شرح متفاوت دو رویکرد پولی رقیب در باب محورهای اخیرالذکر را به مکتوبات بعدی خود در این باب موکول می‌کنیم.


 منابع:

 ۱٫ Ball, Laurence (2011), Money, Banking, and Financial Markets, Worth Publishers,   New York.

۲٫ Fisher, Irving (1931(1911)) The Purchasing Power of Money: its determination and relation to credit, interest and crises, New York: Macmillan.

۳٫ Goodhart, A.E. Charles (1998), The two concepts of money: implications for the analysis of optimal currency areas, European Journal of Political Economy, Vol. 14 1998 407–۴۳۲٫

۴٫ Harris, Laurence. (1981), Monetary Theory. McGraw-Hill.

۵٫ Hicks, J.R. (1967), Critical Essays in Monetary Theory, London: Clarendon Press.

۶٫ Ingham, Jeoffrey (2004), The Nature of Money, Cambridge: Polity Press.

۷٫ Rossi, Sergio (2007), Money and Payments in Theory and Practice, Routledge, London and New York.

۸٫ Schumpeter, J.A. (1994(1954)),  History of Economic Analysis, London and New York: Routledge.

۹٫ Simmel, G. (1978(1900)), The Philosophy of Money, London: Routledge & Kegan Paul.

۱۰٫ Walras, L. (1954 (1874)) Elements of Pure Economics or the Theory of Social   Wealth, London. George Allen & Unwin, translation by W. Jaffé.

۱٫Function

۲٫Hicks

۳٫ Money is what money does

۴٫Harris

۵٫Ball

۶٫Thing

۷٫ Numeraire

۸٫ Metalism

۹٫ Fiat Money

۱۰٫ Money Stuff

۱۱٫ Georg Simmel

۱۲٫ The Philosophy of Money

[۱۳]. سال ۱۹۷۸ اشاره دارد به سال انتشار ترجمۀ مورد استفاده به انگلیسی و سال ۱۹۰۰ هم سال نگارش کتاب به زبان اصلی (آلمانی) است. اولین انتشار انگلیسی هم مربوط است به سال ۱۹۲۴٫

۱۴٫Money is Representative of Abstract Value

۱۵٫Distilled exchangeability of the Object

۱۶٫Money is a Claim upon society

۱۷٫Michael Innes

۱۸٫Jeoffrey Ingham

۱۹٫Money is a Social Relation

۲۰٫The Nature of Money

۲۱٫Claim

[۲۲]. مطالبه و اعتبار دو روی یک سکه هستند و تنها تفاوت آن‌ها به این بازمی‌گردد که از منظر کدام طرف (دهنده یا گیرنده) بدان نگریسته شود.

۲۳٫Promise to Pay

۲۴٫Money is Abstract Purchasing Power

۲۵٫Money is Value in itself

۲۶٫Debt-Credit

۲۷٫Debasement

درباره‌ی حسین درودیان

پژوهشگر مؤسسه مطالعات و تحقیقات مبین / تخصص دانشگاهی: علوم اقتصادی /h.doroodian@mrsi.ir

بالا